باباش و دخترش

خرید بک لینک
سلام عزیز دلم ، قدیمترها یعنی تا مثلن چهل سال پیش ، اکثر مردم لااقل در طول عمرشون یکبار گلستان و بوستان سعدی رو دوره میکردند ، دوره که نه ، بهتره بگم با دقت میخوندنشون ، شاید اگی بگم کمتر کتابی به شیرینی و روانی این دو کتاب تونسته اخلاق و رفتار اجتماعی و ادب رو به مردم بیاموزه ، پُر بیراه نگفته باشم ، شایدم اگی بگم این روزا بهترین کتابهایی که لازمه مردم بخونن ، حرف چندون نادرستی نباشه ، الان دلم خواست از گلستان برات بنویسم ، حکایتی که برات انتخاب کردم از باب دوم که دراخلاق درویشان است ، میباشه ، از اونجا که شاید حوصله نکنی همه ی حکایتو بخون باباش و دخترش...

ما را در سایت باباش و دخترش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 44 تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 9:09

سلام دختر قشنگم ، در کتاب فیه ما فیه مولانا داستان بسیار تامل برانگیزی به صورت شعر درباره ی جوان عاشقی اومده که به عشق دیدن معشوقه اش هر شب از این طرف دریا به آن طرف دریا می رفت و سحرگاهان باز میگشت و تلاطم ها و امواج خروشان دریا او را از این کار منع نمی کرد . دوستان و آشنایان همیشه او را مورد ملامت قرار میدادند و او را بخاطر کارش سرزنش میکردند . اما جوان عاشق هرگز گوش به حرف آن ها نمیداد و دیدار معشوق آنقدر برای او انگیزه بوجود می آورد که تمام سختی ها و ناملایمات را بجان میخرید . شبی از شبها جوان عاشق مثل تمامی شب ها از دریا گذشت و به م باباش و دخترش...

ما را در سایت باباش و دخترش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 53 تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 9:09

سلام عزیزدلم ، خوبی دختر قشنگم ، این چند خط رو که منتسب به صمد بهرنگی ست بارها خونده بودم ، امروز باز داخل یکی از گروها دیدم به اشتراک گذاشتنش ، گفتم اینجا بگذارم تا تو هم بخونیش عزیز دلم ، امیدوارم بدردت بخوره :بالاخره در زندگی هر آدمی ،...یک نفر پیدا میشود که بی مقدمه آمده، مدتی مانده....قدمی زده وبعد اما بی هوا غیبش زده و رفته .آمدن و ماندن و رفتن آدمها مهم نیست ... اینکه بعد از روزی روزگاری ، در جمعی حرفی از تو به میان بیاید ، آن شخص چگونه توصیفت میکند مهم است.. اینکه بعد از گذشت چندسال ، چه ذهنیتی از هم دارید مهم است . اینکه آن ذهنییت مثبت باباش و دخترش...

ما را در سایت باباش و دخترش دنبال می‌کنید

برچسب: رد پا,ردپا چت,رد پای خدا,رد پای احساس,ردپای عشق,ردپای امام حسین,رد پای باران,رد پای صورتی,ردپای گرگ,رد پای فرعون, نویسنده: بازدید: 39 تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 9:09

سلام دختر خوشگل و نازنینم ، امروز این شعر قدیمیِِ نسرین بهجتی رو میخوندم ، طبق معمول چیزی که برا من قشنگ باشه باید به تو هدیه بشه ، پس بخونش و لذت ببر عزیزدلم : مرا کم دوست داشته باشاما همیشه دوست داشته باش این وزن آواز من استکمتر دوستم بدارتا عشقت ناگهان به پایان نرسد من به کم هم قانعم و اگر عشق تو اندک، اما صادقانه باشدمن راضی ام دوستی پایدار، از هر چیزی بالاتر است بگو تا زمانی که زنده ای، دوستم داری! و من تمام عشق خود را به تو پیشکش می کنم... باباش و دخترش...

ما را در سایت باباش و دخترش دنبال می‌کنید

برچسب: شعر عاشقانه,شعر,شعر غزل,شعر حب,شعر عن الحب,شعر نو,شعر عن الام,شعر حافظ,شعر عن الاب,شعر فارسی, نویسنده: بازدید: 48 تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 9:08

سلام دختر نازنینم ، امیدوارم حال تو خوب باشه ، ماهها از آخرین پستی که اینجا نوشتم میگذره ، لذا لازمه اول به یه پرسش پاسخ بدم : آیا تو برا من مهم هستی یا نه؟ جوابتو با یه خاطره میگم ، یه زمانی برا دخترم یه خواستگاری اومده بود و من خیلی سرسختانه ردش کردم ، یه مدتی گذشت و اون یه روز زنگ زد و گفت میخوام ببینمتون ،جواب دادم حرفی بینمون نمونده که ، گفت نه من یه چیزایی هست که نگفتم و دوس دارم بگم ، گفتم باشه و اونم اومد ، وقتی بهش گفتم آماده هستم که حرفاتو بشنوم ، گفت حرفام همون حرفای قبلیه ، گفتم پس دلیل دوباره اومدنت چیه ؟ گفت دوس داشتم از نفس حضورم م باباش و دخترش...

ما را در سایت باباش و دخترش دنبال می‌کنید

برچسب: رمان ادم دزدی به بهانه ی عاشقی,رمان عاشقی به بهانه ی یک قلب,رمان عاشقی به بهانه ی یه قلب,رمان عاشقی به بهانه ی قلب,دانلود رمان ادم دزدی به بهانه ی عاشقی,دانلود رمان عاشقی به بهانه ی یک قلب, نویسنده: بازدید: 50 تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 9:08

سلام دختر قشنگ و نازنینم ، چطوری دخترم؟ راستش دو سه روزه یه گروه شعر توی تلگرام درست کردم ، اگی دلت خواست میتونی با لینک زیر وارد گروه بشی ، خوشحال میشم در گروه باشی حتی اگی با نامی که نشناسمت ، ممنونم

https://telegram.me/joinchat/BO-anAMyAi21S3qdOVLSSA

ضمنا اعضای گروه همه مودب و محترمند ، چت هم در گروه ممنوعه ، خدانگهدارت.

باباش و دخترش...

ما را در سایت باباش و دخترش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 53 تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 9:08

دیر شد ...

دیگه گم شدم تو شلوغی ...

قلم و کاغذ که خیلی وقت بود گم شده بود ...

وبلاگم هم تو شلوغی گم شد ...

حس نامه نوشتن هم خاموش شد ..

هععععععی .... تو این دوره زمونه همه چی زود گم میشه .... حتی آدما ...

دلم تنگه .... دل تنگم .... دلم گرفته ... خیییییلی دلم گرفته...

شب هشتم محرمه امشب ، شب علی اکبر ، عجیب نیست این حجم دلتنگی

باباش و دخترش...

ما را در سایت باباش و دخترش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 33 تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 9:08

صفحه بندی